کاش آستانۀ تحمل مان مثل بال هایمان ارتفاع بگیرد!

تب‌های اولیه

علیرضا زارعی

حرفه ای بیندیشیم تا ورزش حرفه ای شود

کاش آستانۀ تحمل مان مثل بال هایمان ارتفاع بگیرد!

از جمله زیرساخت های حرفه ای شدنِ ورزش، حرفه ای اندیشیدن است. تا حرفه ای نیندیشیم، نه ورزش حرفه ای می شود و نه ما ورزشکار حرفه ای می شویم. مجهز شدن به ادبیات یا «سواد رسانه ای» Media Literacy ، دراین زمینه کارگشاست. این مبحث در دنیای کنونی آنقدر مهم است که به عنوان درس وارد کتب درسی مدارس نیز شده است.

سروش آنلاین: از جمله زیرساخت های حرفه ای شدنِ ورزش، حرفه ای اندیشیدن است. تا حرفه ای نیندیشیم، نه ورزش حرفه ای می شود و نه ما ورزشکار حرفه ای می شویم. بماند که برخی ها اصلاً حرفه شان اندیشه زدایی است، تا بتوانند در بازار مکاره، حرفه ای بخرند و حرفه ای تر بفروشند! مجهز شدن به ادبیات یا «سواد رسانه ای» Media Literacy  ، دراین زمینه کارگشاست. این مبحث در دنیای کنونی آنقدر مهم است که به عنوان درس وارد کتب درسی مدارس نیز شده است. در این مجال به مباحثی از سواد رسانه ای هم اشاره می شود.

 

می خواهم از یادداشتی بگویم که چندی پیش در کانال تلگرامی خلبانان مسافت با عنوان «سخنی با پرندگان واقعی جامعۀ مسافت؛ سیاسی کاری در جامعه پروازی» به نام «صادق باریکانی» برعلیه رسانه های فعال در عرصه ورزش های هوایی منتشر شد. تاکنون سکوت را ترجیح می دادم، اما تلاش های عبثِ آقایان برای بایکوت کردن سروش و تماسشان با برخی از دوستان و دیگر خلبانان در این خصوص، از طرفی انتظار برخی دیگر از دوستان یا مخاطبان برای پاسخگویی، راهم را بر سکوت بست. سروش هر نقد منصفانه و مبتنی بر شواهدعلمی را به دیدۀ منت می پذیرد. لکن از آنجا که برخی از صحبت های بی مبنا ممکن است در اذهان تلقی به واقعیت شود، ناچار به پاسخگویی هستم.

 

یادداشتِ مذکور در ظاهر نقدی بود بر یادداشتِ من دربارۀ برگزاری مسابقات کشوریِ مسافت در خارج با رأی ۸ تن از خلبانان مسافتِ کشور که سوم اردیبهشت با عنوان «تصمیم ۸ نفره برای تمام خلبانان مسافت کشور» در همینجا منتشر کردم، اما در واقع شبنامه ای علیه رسانه های ورزش های هوایی بود. یادداشت رسانه ها، موجبات دخالتِ به هنگام انجمن ورزش های هوایی در مردود اعلام کردنِ این رأی ناپسند و تأکید به برگزاری مسابقه در داخل به نفع تمام خلبانان کشور را فراهم آورد. اما یادداشت دوست مان در نقد ما زمینۀ چه چیز را فراهم می کند، نمی دانم؟ فقط از نحوۀ آسمان و ریسمان به هم بافتنِ نویسنده می شد فهمید که دلِ پردردی از رسانه ها دارد و هر نقدی را برمی تابد، الّا انتقاد به کسانی که منافع شان در بردنِ مسابقات ایران به خارج بود، حتی به قیمتِ آبروریزی برای ورزش های هوایی!

 

فحوایِ یادداشت من این پرسش بود که چرا باید مسابقات قهرمانی ایران در خارج برگزار شود؟ و از آن بدتر اینکه چرا باید مسئولان کمیته مسابقات انجمن به جای این که به شرح وظایفشان که برگزاری مسابقه در داخل است بپردازند، رأی به برگزاری در خارج دادند؟ کمیتۀ مسابقات با کدام هیأت، کمیتۀ استانی، نهاد یا ارگانی رایزنی و برای برگزاری مسابقه در داخل نامه نگاری کرده بود که جواب منفیِ آنان، کمیته را مجاب به برگزاری مسابقه در خارج کند؟

 

اما منتقد به تنها ابهامات و سئوالاتی که نپرداخته است همین هاست. وی، به خاطر آنچه که آن را بی اطلاعی از قوانین مسابقات جهانی و کم سابقه بودن در این ورزش نام نهاده، به من تاخته است، بی آنکه من هیچ کدام از این دو ادعا را در یادداشتم مطرح کرده باشم! فقط پرسیده بودم آیا برگزاری مسابقه در خارج موجب مخدوش شدن اعزام تیم ملی به مسابقات جاکارتا نمی شود؟ وانگهی، مگر هرکس بخواهد اظهارنظر کند باید متخصص باشد؟ مگر باریکانی متخصصِ علوم ارتباطات و رسانه است که در یادداشتش دربارۀ رسانه ها اظهار نظر و بدتر از آن، قضاوت کرده است؟ در روزمۀ وی چند سال سابقه رسانه ای یا حتی مسابقه ای وجود دارد؟ مگر او متخصص علوم سیاسی است که از دریچۀ ورزش وارد سیاست شده و همه را با یک چوب رانده که ورزش را سیاسی می بینند!

 

بنابراین ملاحظه می فرمایید که می توان بی تخصص هم نظر داد. مخصوصاً وقتی بحث وطن دوستی پیش آید که در آن صورت ۸۰ میلیون ایرانی می توانند نظر بدهند. رسانه اگر دربارۀ مسأله مهمی همچون بردن مسابقاتی که می تواند در داخل برگزار شود به خارج، نظر ندهد، پس باید در چه حوزه ای ورود کند؟ اشکالِ کار در این نیست که رسانه نباید نظر بدهد، اشکال در اینست که ما عادت نکرده ایم حرفه ای بیندیشیم و گاهی به نظرات دیگران گوش بسپاریم و اگر راه را به خطا رفتیم، برگردیم. حساب من جدا، اشکال در اینست که برخی دوستان فقط خودشان را در قوانین FAI و PWC صاحب نظر می دانند و حتی نظر خلبانان و مربیانی (که راهی که اینان می روند را زمانی که خاکی بوده است رفته اند) هم قبول ندارند!

 

درست به مثابه آن دوستی که هیچکس تاکنون پرواز او را با پاراموتورندیده است، اما به صِرف این که چند صباحی در انجمن مسئولیتی گرفته، به خود اجازه می دهد تمام تلاش مربیان در کمیتۀ سابق آموزش را زیر سئوال ببرد و دورۀ دوم پاراموتور را که به خوبی برگزار شد، در حد بیگینر معرفی کند! اشکال کار در اینست که از نظر برخی، فقط مقامی که مسافتی ها در مسابقات کسب کنند رتبه محسوب می شود، ولی رتبه ای که خلبانان سایر رشته ها همچون هدف زنی در مسابقات بین المللی کسب کنند، چون پاراشوتی هستند، ارزشی ندارد!

 

البته بدیهی است که نظر دادن در برخی حوزه ها نیاز به مشاوره با متخصص دارد، ولی نویسندۀ صادقِ ما از کجا الهام گرفته است که اینجانب با هیچکس مشاوره نکرده ام؟ من در یادداشتم نظر برخی از دوستان در همان نشست را ژورنالیستی کردم. آیا آقایان در این نشست از کسانی رأی گرفتند که صاحب نظر و متخصصِ این کار نبودند؟ اگر چنین بوده، پس این من نیستم که غیرتخصصی نظر داده ام، بلکه برگزار کنندگان جلسه، رأی گیریِ غیرمتخصصانه انجام داده اند.

 

ادعا شده است که رسانه ها با انجام مصاحبه هایی اقدام به اختلاف افکنی بین خلبانان می کنند. وی همچنین به خیالِ خود تهدیدگونه مطرح کرده که برای خنثی سازی این اختلافات، ناچارند «گلاید» را از رسانۀ الکترونیکی تبدیل به نشریۀ مکتوب کنند. من در این فقره می توانم به سیاقِ خودِ ایشان به دلیل عدم تخصص وی در حوزۀ رسانه از او بخواهم در این حوزه نظر ندهد. اما بعکس، من معتقدم ایشان می تواند نظر خودش را اعلام کند. اما توجهش می دهم به انواعِ مصاحبه که شامل مصاحبه خبری، تفسیری، عمقی، گسترده (درسطح)، هدایت شده، هدایت نشده و مصاحبه با ترکیب روش هدایت شده و آزاد، هستند. منتقد رسانه باید بتواند ابتدا این ها را از هم تفکیک کند تا در قضاوت دچار مشکل نشود. وگرنه باید به این خلبانِ مسافت مان توصیه کرد از دیوارۀ رسانه ها نیز همچون دیوارۀ برخی سایت های پروازی فاصله بگیرد. دو اینکه، اتفاقاً من شخصاً از انتشار گلاید استقبال می کنم و قدم این نوزاد مکتوب را نیامده، ارج می نهم. منتها دوستان ابتدا یکی دو شماره از گلاید را منتشر کنند بعد اگر توانستند به حیاتِ خود ادامه دهند از پرواز آزاد یا سروش آنلاین که در وانفسایِ موانعِ عدیدۀ اقتصادی و غیراقتصادی رسانه ها توانسته اند مستقلاً به حیات خود ادامه دهند، ایراد بگیرند. ضمن اینکه یک نشریه تخصصی هیچگاه نمی تواند کارکرد یک رسانه خبری را داشته باشد.

 

ادعای دیگر وی اینست که رسانه ها یک روز مدیران ورزشی را به میدان دادن به خلبانان دعوت می کنند، یک روز دیگر که پاشنۀ درب سیاست به سوی دیگری چرخید، از مدیران می خواهند به حرف آنان گوش نکنند. بله، ما کتمان نمی کنیم که از مدیران چنین خواسته ایم، هنوز هم همین را می خواهیم. منتها خلبانِ خوب بودن یا خلبانِ دارای استراتژیِ مسابقه بودن (که آقایان خود را چنین تصور می کنند)، لزوماً ثابت نمی کند که تصمیم ساز خوبی هم برای این ورزش باشیم. مدیران این ورزش هم اگر بر هر حرف و عملِ غیراصولی خلبانان صحه بگذارند و از آن دفاع کنند که دیگر مدیر نیستند، مترسک سر جالیزند!

 

در این بخش، منتقدِ ما ناخودآگاه ادعای ما مبنی بر ناآشنایی اش با رسانه را تایید کرده است. چه این که اگر وی خط خبری سروش را دنبال می کرد، به وضوح درمی یافت که خط خبری که ما از ابتدا دنبال کردیم برگزاری مسابقه در داخل و انتقاد از موانع این راه بوده است. سروش هیچگاه از برگزاریِ مسابقه در خارج، چه در گذشته چه حال دفاع نکرده است. خاطرم هست چندی قبل یکی از خلبانان مسافت که رتبه هایی هم دارد، به دلیل برگزار نشدن مسابقه در داخل و دلگیری اش از انجمن می گفت اگر چنین پیش برود ناچار است رخت تیم ایران را از تن بدر کند و با کوچ از ایران زیر پرچم کشور بیگانه ای مسابقه دهد و من در اولین فرصتی که در یک یادداشت برایم فراهم شد بدونِ ذکر نام او، این نظر را مردود و ناپسند دانستم.

 

اما در مورد این ادعا که رسانه ها بین خلبانان اختلاف افکنی می کنند هم دوستان را ارجاع می دهم به اخبار سایر رسانه های ورزشی کشور که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد دربارۀ فدراسیون ها، باشگاه ها، بازیکنان، مربیان و حتی خانواده هایشان در رشته های مختلف ورزشی مطلب می نویسند. اگر این حجم از مطالب موجب اختلاف افکنی می شد که همۀ ورزش ها تاکنون از بین رفته بودند. از طرفی، این اختلافات اساساً به دلایلی که عموماً ناشی از دلایل پیش پا افتاده است، در میدان مسابقه و تجارت و این قبیل عرصه ها بین خلبانان به وجود آمده و می آید، نه در سطور رسانه ها. راستی، بهرحال با میانداری رسانه ها و پیشکسوتان مدتی است اختلافات خلبانان آکروباسی برطرف شده است. چرا این فرمول دربارۀ برخی از مسافتی ها جوابگو نیست؟ آیا جز اینست که به انتقاد و کارکرد رسانه ها بی توجهیم؟

 

علیرضا اثنی عشری، در مصاحبه اش با من برای تشریح عواملی که باعث شدند سال گذشته مسابقات مسافت برگزار نشود مسائلی گفت و ناچار بود اسامی افرادی که از نظر او مسبب این ناکامی شدند را ذکر کند. من با اجازۀ خودم در یکی دو مورد نام افرادی را که ایشان برده بود حذف کردم ونوشتم آقای ایکس و ایگرگ گفته اند فلان و بهمان. ولی اگر قرار بود برای همۀ اسامی که وی نام برده بود، از این حروف استفاده کنم که دیگر باید مصاحبه با زبانِ بریل منتشر می شد. ضمناَ مصاحبه با اثنی عشری سال گذشته انجام شده بود، اما ایشان به این دلیل که احساس می کرد ممکن است تلقی به دخالت در برگزاری مسابقه شود، آنزمان نخواست حرفهایش منتتشر شود. یعنی برخلاف ادعای باریکانی او و من اختلاف افکنی که نکردیم هیج، نجابت هم به خرج دادیم. ولی وقتی همگان دیدند که مسابقه برگزار نشد و مدعیان در برگزاری مسابقه داخلی ناتوان بودند، برای نشر حقایق مصاحبه منتشر شد.

 

طرفه آن که آقایان به جای شرمساری از رفتار غیر ورزشکاریِ خود با یک ورزشکار که در نهایت موجب تعطیلی مسابقات شد، با فرار رو به جلو، به مصاحبه گر و مصاحبه شونده متعرض می شوند که چرا حقایق را منتشر کردید؟! همین نگاه غلط است که انتظار دارد دربارۀ برگزاری مسابقه در خارج هم سکوت کرده و از حق سایر خلبانانی که با تصمیم ۸ نفر آوارۀ این کشور و آن کشور می شدند، دفاع نکنیم. به خاطر یک بی نماز درب مسجد را نمی بندند، هرکس تمایل دارد می تواند لترش را خارج بگیرد، ولی از نظر من جای برگزاری مسابقه قهرمانی ایران، برای همیشه در ایران است.

 

یا گفته شده چرا کارهای مثبتی که اخیراً در انجمن، صورت گرفته منتشر نمی کنید؟ این هم یک فرار به جلویِ دیگر! آیا دربارۀ تغییر رویه برخی ها  قبل و بعد از تصدی در انجمن هم ما باید جوابگو باشیم؟ ممکن است بگویند اطلاع جویی وظیفۀ رسانه هست. بلی هست، ولی برای کارهایی که تعمداً در خفا انجام می شود، اطلاع جویی بی نتیجه است. اطلاع جویی از جایی که علیه رسانه بیانیه می دهد یا رسانه را نامحرم می داند، عبث و دور از شأن ماست. وگرنه کدام دفعه رسانه را به مراسمی دعوت کردند و نرفتیم؟ کدام دفعه گزارش کار دادند و منتشر نکردیم؟ ضمن این که رسانه روابط عمومی انجمن نیست که فقط گزارشگر صرف فعالیت ها باشد. مهم ترین وظیفۀ یک رسانه نقد کارهایی است که دیگران به هر دلیلی آن را نقد نمی کنند یا نمی توانند نقد کنند. فراموش نکنیم که توفیق در اسپانسرینگ و امثالهم هم ناشی از راهکارهای قبلیِ رسانه ها بود که بارها بدان پرداختیم.

 

در پایان متذکر شوم، بخشی از حرف های باریکانی را جدا از بحثِ سواد رسانه ای می توان سهو لسانی هم در نظر گرفت. چه این که وی از برگزار کنندگان همایش پارادوکسیکالِ چیریک هاست. عنوان مسابقه «چیریکی» است و از درونش قرار است «گروهک» ها متولد شوند، ولی شعار چیریک ها «با من بپر، باقی فسانه ست» از مطلعِ مثنویِ «هجرت» علی معلم دامغانی (رییس فعلیِ فرهنگستان هنر) انتخاب شده: «این فصل را با من بخوان باقی فسانه ست/ این فصل را بسیار خواندم عاشقانه ست» که معلم آن را برای تبیین تاریخ ادیان و اسلام و در نهایت انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی سروده و ابتدای دهه ۶۰ در مجموعۀ شعر «رجعت سرخ ستاره» منتشر کرد.

علیرضا زارعی

دبیرگروه ورزش های هوایی

 

انتهای پیام //